تبلیغات
وب نوشته های یک آموزگار - كاش، كاش، كاش.....

وب نوشته های یک آموزگار

كاش، كاش، كاش.....

كاش ...

آسمان حرف كویر را می فهمید و اشك خود را نثار گونه های خشك كویر می كرد.

كاش ....

دل ها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل پائین آمدن دست ها مستجاب می شدند.

كاش ....

مهتاب با كوچه های تاریك شب آشنا تر بود.

كاش ....

بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمی سپرد.

كاش ....

در قاموس غصه ها، شكوه لبخند در معنی داغ اشك گم نمی شد.

كاش ....

مرگ، معنای عاطفه را می فهمید.

كاش، كاش، كاش.....


[ پنجشنبه 1394/07/9 ] [ 16:05 ] [ ... ] [ نظرات() ]